امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاثیر مشورت در رشد بیزنس های تبلیغاتی
#1
تا حدی مردم برای مشاوره فردی فریاد می کشند ، که از بسیاری جهات جایگزین مدیریت مرسوم شده است. هیچ کس خجالت نمی کشد که از کسی در اینجا کمک بخواهد ، و من دائماً راهنمایی می کنم. من تقریباً مانند یک بشارت دهنده تلویزیونی بیرون می روم و به مردم یادآوری می کنم که سنت لوک چیست. البته ، به ویژه افراد خلاق باید همراه شوند. آنها باید تشویق و تشویق شوند. اما متوجه می شوم که اصلی ترین کاری که باید انجام دهم این است که به مردم یادآوری کنم که باید چیزی را رها کنند ، چیزی را فدا کنند. من دائما به مردم می گویم که ترک چیزهایی که به آنها وابسته هستند ، آنها را به مکانی بسیار جالب تر می برد. دست کشیدن از چیزی به افراد کمک می کند تا فضاهایی را در ذهن خود ایجاد کنند که به آنها امکان می دهد چیزهای جدید را بپذیرند. نگه داشتن مداوم چیزها باعث می شود مردم - و شرکت ها - از تغییر تغییر کنند.

سنت لوک وارد مسابقات جوایز نمی شود. بنابراین چگونه خلاقیت خود را اندازه گیری می کنید؟

عمدتا توسط روده. ما در آخرین جمعه ماه دور هم جمع می شویم و کارهای یکدیگر را به صورت عمومی مرور می کنیم. اما بگذارید توضیح دهم که خلاقیت ما چیزی فراتر از تبلیغاتی است که تولید می کنیم - بلکه زندگی هایی است که ما می کنیم. بنابراین موارد زیادی برای ارزیابی وجود دارد. البته ، ما با دقت به صحبت های مشتریان خود گوش می دهیم - نظرات آنها ضروری است. و ما بر میزان کلاسور چرمی زیادی از اظهار نظر مطبوعات در مورد کار خود - خوب و بد - از نزدیک نظارت می کنیم. اما عمدتا ما با نشان دادن کار خود به یکدیگر ، میزان نبض جمعی را آزمایش می کنیم. غیر معمول نیست که کسی در مقابل همه بگوید: "دو یا سه مورد آخر که از شما دیده ام بی کیفیت است." این می تواند در سایر شرکت ها به شدت روحیه داشته باشد ، اما در سنت لوک کار می کند زیرا این شرکت از اساس ایمن است. اگرچه سه نفر به دلیل عدم همکاری اخراج شده اند ، اما هیچ کس به دلیل تولید کار ضعیف اخراج نشده است. در موارد ضعف عملکرد ، سیستم بازبینی برای تعمیر قطعات فرسوده یا خراب شروع می شود.

اما فکر نمی کنم اندازه گیری موفقیت خلاقیت ما به اندازه ثبت موفقیت ها و شکست های ما مهم باشد. کسانی آفتابگیر تبلیغاتی ماشین را که ما هر سال در روز سهامداران می خوانیم در کاتالوگ ثبت می کنیم. ما به خصوص به اشتباهات خود علاقه مندیم - چرا مثلاً این مشتری را رد کردیم یا با آن مشتری مخالف بودیم. ثبت سوابق به ما کمک می کند تا حافظه خود را حفظ کنیم. بسیاری از شرکت ها ، به ویژه دات کام ، هیچ گونه خاطره جمعی ندارند. اما ما به دلیل سوابقی که نگه می داریم و البته به دلیل گردش مالی کم ، همیشه درحال قویتر شدن هستند. در بیشتر شرکت ها ، گردش مالی زیادی در انتهای جوان تر طیف وجود دارد. بخش خرابکاری بانک های حافظه شرکت دائماً در حال خارج شدن است. این بچه های قدیمی هستند که می مانند. بنابراین همانطور که افراد مبتلا به آلزایمر حافظه باورنکردنی از اوضاع گذشته دارند و توانایی بسیار ضعیفی در تصور وضعیت ممکن دارند ، این شرکت ها فراموش کرده اند که چگونه آینده را تصور کنند. این فاجعه برای حرکت به جلو است.

به نظر می رسد که در سنت لوک عرض و تصمیم گیری زیادی وجود دارد. آیا می گویید کارمندان شما توانمند هستند؟

من مفهوم توانمند سازی را دوست ندارم. اگر به این کلمه فکر می کنید ، این بدان معنی است که کسی باید شخص دیگری را توانمند کند. بنابراین توانمندسازی سلسله مراتبی را که ادعا می کند جایگزین می کند ، تقویت می کند. مشکل دیگری که من در زمینه توانمندسازی دارم این است که بدون مالکیت ، چیزی بیش از ابزاری است که می تواند بدبینی عظیم ایجاد کند. شرکت هایی وجود داشته اند که طرح های توانمندسازی را به کار گرفته اند اما پس از رکود اقتصادی پس از آن عقب نشینی کرده اند. این کینه و ناراحتی را به جای می گذارد - نوعی احساس دوباره قرار دادن روی بند. من سنت لوک را تمرینی برای توانمندسازی نمی دانم. این یک تمرین مسئولیت از طریق مالکیت است.

این احساس مالکیت چگونه خود را نشان می دهد؟

برخلاف سایر شرکت ها ، سنت لوک به طور قانونی متعلق به 115 کارمند خود است ، نه توسط سهامداران خارجی. شرکت های دیگر ادعا می کنند که متعلق به کارمندان هستند ، اما آنها به گونه ای تنظیم شده اند که افراد برتر بیشترین بازده را دریافت می کنند و افراد پایین تر نیز خرده ریزها را دریافت می کنند. در سنت لوک ، ما هیچ سیستم پاداش نداریم که بسته به درجه متفاوت باشد. ما هیچ سیستم پاداش - دوره ای نداریم. این بدان معناست که خانمی که همزمان با من به عنوان مدیر دفتر و دستیار ارشد شرکت به شرکت پیوسته است ، همان درصد شرکت من را دارد. سهام در پایان سال به طور مساوی توزیع می شود و من تعداد سهام مشابه سایر مالکان مشترک را دریافت می کنم.

ما واقعاً سلسله مراتبی در سنت لوک نداریم. اگر شما به سردی وارد شرکت می شدید ، نمی دانستید چه کسی چه کاری انجام داده است. در دفاتر هیچ علامت و نشانه ای وجود ندارد. در بیشتر آژانس های تبلیغاتی ، اگر رئیس ، مشتری ارشد یا سیاستمدار به جلسه ای بیایند ، کارمندان رده پایین پنهان می شوند در حالی که هیاهوی مدیران ارشد آژانس برای ورود به این کار فشار می آورند. اینجا نه. به عنوان مثال ، من هرگز سر جان براون را ملاقات نکرده ام ، که اخیراً برای ملاقات با تیم آمده بود. او مدیرعامل BP Amoco ، یکی از مشتریان اصلی ما است. شگفت آورتر این است که هیچ کس به دیوید آبراهام [یکی از بنیانگذاران و شریک قانون] یا به من گزارش نمی دهد. هیچ یک از ما نمی توانیم به مردم بگوییم که چه کاری انجام دهند. در واقع ، ما به آنها گزارش می دهیم. ما باید مرتباً به همه بگوییم که چه کاری انجام می دهیم.

بنابراین سنت لوک مانند دموکراسی رادیکال اداره می شود. اگر در مورد موضوعی تصمیمی اتخاذ شود ، از کلیه صاحبان شرکت دعوت می شود که قدم جلو بگذارند و به تیمی بپیوندند که موضوع را بررسی خواهد کرد. به طور معمول هشت یا نه نفر قدم جلو می گذارند. اما در سنت لوک ، مانند اکثر کشورهای دموکراتیک ، همکاری و فراگیری محدودیت هایی دارد. ما بر اساس مکانیزم اعتماد عمل می کنیم که کارایی و جهت دهی بیشتری به ما می دهد: هنگامی که تیم تصمیم می گیرد ، بقیه شرکت بدون رأی به آن پایبند هستند. این اعتماد فوق العاده به همه وجود دارد. همه ما می دانیم که هیچ کس هرگز کسی را ناامید نخواهد کرد. به همین دلیل است که ما کاملا نترس هستیم.

شما سنت لوک را از نظر پارادوکس توصیف کرده اید. این یک شرکت متعلق به کارمندان است که فکر نمی کند افرادش "توانمند" باشند. این یک شرکت ترسناک است که افرادش کاملاً نترسند. پارادوکس ها در زندگی روزمره چگونه کار می کنند؟

سنت لوک بر اساس یک بینش رادیکال بین ترس و ایمنی بنا شده است. هر دو در شرکت ما نهادینه شده اند و هر دو برای این که ما در یک حالت درون نگری مداوم باقی بمانیم لازم است. البته حالت درون نگری مداوم چیز خیلی راحتی نیست. اما بسیار پربار است. این منجر به خودشناسی و آگاهی می شود که در مارک خلاقیت مقابله ای و عصبانی به اوج خود می رسد. این خودشناسی DNA یک شرکت خلاق در عصر خلاقیت است.
پاسخ
#2
هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (به انگلیسی: Emotional intelligence | EI) شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود و دیگران است.

به عبارت دیگر، شخصی که EI بالایی دارد، سه مؤلفهٔ هیجان‌ها را به‌طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند: مؤلفهٔ شناختی، مؤلفهٔ فیزیولوژیکی و مؤلفهٔ رفتاری.
تفاوت هوش هیجانی و بهره هوشی

IQ همان هوش عادی است که بیشتر مردم می‌شناسند. حتما شما هم افرادی را می‌شناسید که با اینکه هوش بالایی دارند ولی زندگی موفقی ندارند.
IQ شما را بر روی بهترین صندلی‌های دانشگاه می نشاند اما از اینجا این هوش هیجانی است که به شما کمک می‌کند روابط درستی انتخاب کنید و به اهداف و موقعیت‌های بهتری دست پیدا کنید. بیشترین موفقیت زمانی حاصل می‌شود که شما هر دو هوش را تقویت کنید هم IQ هم هوش هیجانی.
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تاثیر مبلمان ساحلی در رضایت‌مندی شهروندان و جذب گردشگران imenkala 0 162 2020/12/17، 07:15 PM
آخرین ارسال: imenkala
  تاثیر بسیار مثبت ثبت برند برای کسب و کار kare 0 612 2020/05/05، 09:57 AM
آخرین ارسال: kare
  کسب و کار کوچک و تاثیر براقتصاد shila22 0 756 2019/12/03، 09:38 AM
آخرین ارسال: shila22
  طراحی تابلوهای تبلیغاتی gha_rez 0 2,075 2017/07/23، 08:28 AM
آخرین ارسال: gha_rez

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان